به گزارش سراج24؛ اردشیر زابلیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما: این اتفاق، یک حاشیه ساده رسانهای نیست، بلکه هشداری جدی درباره ضرورت بازنگری در مدیریت ارتباطات غیرکلامی مقامات عالی کشور است.
در ماجرای اخیر که یک حرکت کوتاه از یک مقام عالی سیاسی در جریان یک دیدار خارجی، به سرعت در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و حتی روایتهای متفاوتی درباره معنای آن شکل گرفت،
فارغ از اینکه واقعیت ماجرا چه بوده است، یک پرسش اساسی مطرح میشود:
آیا مقامات سیاسی و تیمهای رسانهای آنان هنوز با منطق رسانههای سنتی رفتار میکنند، در حالی که مخاطب وارد عصر شکار لحظه شده است؟
در رسانه سنتی، خبرنگار تلاش میکرد کل رویداد را روایت کند، اما در رسانه اجتماعی، گاهی یک قاب، جای کل رویداد را میگیرد. دوربین دیگر فقط ابزار ثبت مراسم نیست، ابزار انتخاب لحظه است. عکاس و فیلمبردار ممکن است ساعتها یک مقام را دنبال کنند، اما مخاطب نهایی فقط چند ثانیه از آن حضور را ببیند. همین چند ثانیه نیز میتواند جدا از متن اصلی، با تیتر، کپشن، موسیقی، تدوین یا توضیحی خاص منتشر شود و معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند. اینجاست که زبان بدن اهمیت پیدا میکند.در مطالعات ارتباطات غیرکلامی، وضعیت بدن، نگاه، فاصله، حرکات دست، نحوه تعامل فیزیکی و حالت چهره، بخشی از نظام ارتباطی انسان محسوب میشوند. اما در ارتباطات سیاسی، این نشانهها یک ویژگی مضاعف دارند: بهشدت در معرض بازنمایی رسانهای هستند.
بنابراین، نقد حرفهای متوجه خود رفتار طبیعی مقام سیاسی نیست. هیچ مقام سیاسی قرار نیست هنگام حضور در یک مراسم، به یک ربات تبدیل شود که از پیش برای هر حرکت او دستورالعمل نوشته شده است. نقد متوجه سطح آمادگی تیم رسانهای برای پیشبینی پیامدهای تصویری رفتار طبیعی است. این همان حلقهای است که شاید در برخی برنامههای ارتباطی هنوز جدی گرفته نمیشود.
مشاوران رسانهای یک مقام عالی نباید فقط به این فکر کند که او چه بگوید. باید از خود بپرسند: او چگونه دیده خواهد شد؟این سؤال ساده، امروز اهمیت بسیار بیشتری از گذشته دارد.مقام سیاسی دیگر فقط برای مخاطبان حاضر در سالن صحبت نمیکند. او همزمان برای دوربین، شبکههای اجتماعی، رسانههای داخلی، رسانههای خارجی، کاربران ناشناس و حتی کسانی که ممکن است با هدف خاصی یک تصویر را بازنشر کنند نیز قابل مشاهده است.
به همین دلیل، پیش از یک دیدار خارجی باید علاوه بر محتوای مذاکرات، ریسکهای تصویری و غیرکلامی نیز ارزیابی شود.کدام لحظه ممکن است به عکس اصلی مراسم تبدیل شود؟کدام رفتار ممکن است در فرهنگ طرف مقابل معنای متفاوتی داشته باشد؟کدام تصویر اگر از زمینه خود جدا شود، قابلیت سوءبرداشت دارد؟اگر چنین تصویری منتشر شد، چه کسی و با چه سرعتی باید روایت زمینهای را ارائه کند؟.
گاهی یک لبخند، تیتر میشود. یک دست دادن، تحلیل میشود. یک نگاه، نشانهگذاری میشود. یک مکث، تفسیر میشود. ویا یک حرکت، ممکن است به روایتی تبدیل شود که میلیونها نفر آن را ببینند، بدون آنکه بدانند چند ثانیه قبل یا بعد از آن چه اتفاقی افتاده است. پس آیا باید از مقام سیاسی خواست تمام حرکاتش را کنترل کند؟ خیر.
اما باید از مشاوران او انتظار داشت که او را نسبت به اقتصاد توجه و قدرت قاب آگاه کنند.تفاوت این دو بسیار مهم است. کنترل افراطی بدن میتواند رفتار را مصنوعی کند. اما بیتوجهی به دوربین نیز میتواند هزینه ارتباطی ایجاد کند.راه درست، آگاهی ارتباطی است. یعنی مقام بداند که در محیط رسانهای، رفتار او علاوه بر معنای واقعی، یک قاب قابل تفسیر نیز تولید میکند. از این منظر، پیشنهاد مشخص به تیمهای رسانهای مقامات عالی کشور این است که آموزش ارتباطی را از فن بیان و مصاحبه فراتر ببرند و موضوعاتی مانند زبان بدن، مدیریت قاب، تفاوتهای فرهنگی، تشریفات تصویری، موقعیت دوربین و مدیریت لحظههای وایرالشونده را به آموزشهای حرفهای اضافه کنند.
حتی میتوان برای دیدارهای حساس، یک پیشآزمون تصویری طراحی کرد:اگر از مراسم فقط یک عکس انتخاب شود، کدام عکس انتخاب خواهد شد؟اگر فقط پنج ثانیه از مراسم منتشر شود، چه تصویری از مقام ساخته میشود؟اگر همان تصویر با یک تیتر مخالف بازنشر شود، آیا قابلیت سوءبرداشت دارد؟و اگر چنین اتفاقی افتاد، پاسخ ارتباطی ما چیست؟
رسانه امروز فقط آنچه را که ما میخواهیم روایت نمیکند. مخاطب نیز فقط آنچه را که ما میگوییم نمیبیند.و مهمتر از همه، تصویر همیشه منتظر توضیح ما نمیماند. ممکن است یک تصویر در چند دقیقه میلیونها بار دیده شود و توضیح رسمی چند ساعت بعد منتشر شود. در چنین شرایطی، روایت اولیه میتواند در ذهن مخاطب تثبیت شده باشد. بنابراین، اتفاق اخیر یک فرصت است تا در ساختار ارتباطی نهادهای عالی کشور، مفهوم مدیریت تصویر جدیتر گرفته شود.
مقام سیاسی نباید بازیگر باشد. اما باید بداند که دوربین، بازیگر دیگری در صحنه سیاست است. دوربین منتظر سخنرانی نیست، گاهی منتظر یک لحظه است. در عصر شبکههای اجتماعی، گاهی یک لحظه، از یک ساعت سخنرانی قدرتمندتر است.این همان واقعیتی است که مشاوران رسانهای مقامات عالی کشور باید بیش از هر زمان دیگری آن را جدی بگیرند. دوربین فقط سخنان مقام را ثبت نمیکند، بدن او را نیز روایت میکند و در سیاست رسانهای، یک حرکت میتواند هزار روایت بسازد.



